محمد بن أحمد الفاسي المكي ( مترجم : محمد مقدس )

85

شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى )

مىرسيد ، به ازاى هر هزار شترِ ماده ، شتر نرى را از يك چشم كور مىكرد . او نخستين كسى بود كه با گوشت شتران فربه ، از حاجيان در مكه پذيرايى كرد و در آن سال به همهء حاجيان عرب سه پيراهن از پارچه‌هاى بُرد يمانى بخشيد . او در ميان عرب از چنان مقام و منزلتى برخوردار شد كه همگان سخنانش را چون دستورات دينى مىپذيرفتند و كسى با وى مخالفت نمىكرد . او كسى است كه گوش شتران را مىشكافت . ماده‌شتر را پس از زاييدن ده بچهء ماده ، آزاد مىكرد . شتر نرى را كه باعث آبستن ماده و زاييدن ماده‌شتر مىشد ، مورد حمايت قرار مىداد . ماده‌شتر نذر شده را آزاد مىكرد . بت‌ها را در اطراف كعبه نصب كرد و بت هبل را از هيت ، از سرزمين جزيره به مكه آورد و در داخل كعبه نصب كرد و از آن پس بود كه عرب‌ها در كنار آن ، با تيرهاى بىپر به تفأّل و قرعه‌كشى مىپرداختند . او نخستين كسى است كه دين حنيفيه ؛ يعنى دين حضرت ابراهيم عليه السلام را تغيير داد . فرمانش در مكه و در ميان اعراب كاملًا مطاع بود و هيچ كس نافرمانىاش نمىكرد . در مكه مردى « 1 » از جرهم بر دين ابراهيم و اسماعيل عليهم السلام بود كه شعر مىگفت و زمانى كه عمرو بن لحىّ آيين حنيفى او را تغيير داد ، خطاب به وى چنين سرود : يا عمرو لا تظلم بمكّة * إنّها بلد حرام سائل بعادٍ أين هم * وكذاك تُختَرم الأنام و من العماليق الذين * لهم بها كان السّوام گفته‌اند كه عمرو بن لحى ، آن جرهمى شاعر را از مكه بيرون راند و او در اطم ، كه از بخش‌هاى مدينةالنبى است ، ساكن شد . او دربارهء شوق خود به مكه ، ابياتى را چنين سروده است : ألا ليتَ شِعْرى هل أبيتنّ ليلة * وأهلي معاً بالمأزمين حلول

--> ( 1 ) . مراد حارث بن مُضاض است .